تبليغاتX
Lilypie 3rd Birthday Ticker بیائید همیشه کودک بمانیم !!!

بیائید همیشه کودک بمانیم !!!

 

 مدتي است مفهوم بايد و شايد در زندگيم تغيير كرده . چيزهايي كه به شدت مقيد به انجامش بودم و در حكم بايدهاي زندگيم بود جاي خود رو به شايدها داده و معنا و مفهوم بايدهاي كنوني در زندگيم بسيار پررنگ تر شده .

 

شايد امروز وقت كنم برم اون چكمه هاي مشكي بلند رو بخرم با اون بلوز زرشكي راه راهه و دامن زرشكيه خيلي شيك ميشه براي هفته ديگه كه مامان جون شيما رو پاگشا كرده هر چند هشتاد تومن هم زورم مياد پول بدم  ولي بد طور چشممو گرفته . 

بايد فكر يك كاپشن سرهمي گرم درست حسابي براي شرمينه باشم . با كاپشن شلوار موقع بغل كردن گاهي پاهاش بيرون مي افته . ولش كن بيخيال چكمه ها . همون كاپشن سرهمي mothercare رو براش ميگيرم حداقل خيالم از پاها و پهلوهاش موقع بيرون رفتن راحته .اون هم من كه راه به راه اين بچه رو ميبرم بيرون .  اون بلوز دامن رو با كفش معمولي هم ميشه پوشيد .

 

شايد برسم بالاخره برم آرايشگاه . دلم ميخواد كل موهامو نسكافه اي كنم .ديگه هايلايت قبلي داره ميره .  اما كوتاه نمي كنم . براي تولد شرمينه دو تيكه ميزنم زير بلوند رو نسكافه اي . شرمينه رو كه ديگه روم نميشه پيش مامان بذارم .

بيخيال ! بجاش بايد امروز شرمينه رو ببرم دكتر .  دندون پائين بالاخره نيش زده . دوباره بدغذا شده . برم دستور غذايي جديد بگيرم . وزنش رو بپرسم  خيالم راحت ميشه .

 

چقدر ورزش لازمم . يكي دو هفته است بد طور كمرم درد ميكنه . اين خانوم ده كيلويي كه گاهي راضي نيست يه دقيقه هم از بغل من بياد پايين حساب كمر اينجانب رو رسيده . دكتر ميگه بايد ورزش كني . عضلاتت قوي بشه . شايد دوباره برم همون باشگاه قبلي دلم براي بچه ها و مربيم لك زده . چقدر ميگفت شهرزاد حتما بعد از زايمان برگردي ها !!! بعد از زايمان حتي اگه اضافه وزن هم نداشته باشي بدن خيلي به تقويت عضله ها نياز داره . چقدر مطمئن جواب ميدادم سر يك ماه بر مي گردم . مگه فكر ميكردم بچه اينقدر وقتمو بگيره ؟؟

بايد اين كتاب ورزش و ماساژ در كودكان رو حتما بگيرم . استخوان بندي شرمينه ديگه از حالت نوزادي خارج شده و داره شكل ميگيره . حتما روزی ده دقيقه رو صرف ورزش پاها و دستهاش و ماساژ بكنم . دوران نوزاديش خيلي ماساژش ميدادم . الان وروجك نميذاره فكر ميكنه دارم بازيش ميدم . هي وول ميخوره و غش غش ميخنده . خلاصه ورزش تبديل به بازي  ميشه !

 

چند روز پيش استاد زبانم پيغام داده به يكي از دوستهام كه چرا نميرم ثبت نام .  شايد بشه براي زمستون ثبت نام كنم . حيفه اگه ادامه ندم . خدائيش هر ترم first top ميشدم . الان انگار يكسري لغتها فقط به چشمم آشناست .كلمه ها جلوي چشمهام راه ميرن . شرمينه رو كه ديگه روم نميشه پيش مامان بذارم . همسر خان هم كه دير مياد .

بايد از آرزو مامان آرش بپرسم از كي آموزش زبان رو براي شرمينه شروع كنم ؟ دلم ميخواد شرمينه بتونه انگليسي رو مثل زبون مادريش مسلط باشه . بايد بيفتم دنبال يه سري بازيهاي فكري مخصوص كودكان يك ساله . بازي فكري ! از هر نظرخيلي مهمه . خيلي !

 

شايد امروز برسم ديگه يه شام دلخواه درست كنم . اگه برسم بادمجونها رو سرخ كنم ، مرغ هم كه زود ميپزه پنير پيتزا هم هست گراتن مرغ و بادمجون ميكنم . خيلي دلم ميخواد .

 آهان دكتر گفته بايد حتما تو سوپ شرمينه از جوانه ها هم استفاده كني . پودر جوانه گندمش داره تموم میشه . سرراه برگشت باید بگيرم . امروز توي سوپش اضافه ميكنم . يه ضربدر روي دستم !!!

 

شايد مامان جون و خواهرهاي همسرخان رو پنج شنبه شب شام دعوت كنم . واي به حالم با شرمينه براي درست كردن شام . از وقتي كه ياد گرفته بايسته يه لحظه هم نميشه ازش غافل شد .  اون هفته كه دوستهام رو براي عصرونه گفتم از صبح گذاشتم پيش مامان ولي ديگه غروب داشتم از دوريش ميمردم . کلی وجدان درد  گرفتم ! ساعت 10 شب كه خوابيد تازه تونستم برم آشپزخونه خدمت ظرفها و میز کثیف . فكر كنم تا ساعت 3 نصف شب راه رفتم . صبح تو اداره همه رو چرت زدم . دلم ميخواد قيمه بذارم با خورشت به و آلو با كوكو سبزي و گوشت چرخ كرده . دسر هم درست ميكنم . هر چند به گرد پاي سليقه مينو هم نميرسم ولي خوب با بچه كوچيك و كاربیرون بيشتر از اين از دستم نمياد .خیلی دلم میخواد یه دوره یک ماهه کلاس سفره آرایی برم . آخرين بار تولد نيكا ميز ديدني بود . دلم میخواد عكساشو بذارم ببینید : شيرين پلو با گوشت و كوكوي شيرين – باقالي پلو با مرغ – دلمه به – سالاد مكزيكي – لازانياي لقمه اي – خوراک سوسيس با تزئين فوق العاده – ژامبون مرغ با تزئين فوق العاده –  گردو اسفناج با تزئين فوق العاده – دقيقا هفت رغم ترشي و مربا – دسر عالي شامل بستني آناناس با خامه و كرم كارامل . شايد عكساشو بذارم . ولش كن . من ساده برگزار مي كنم . وگرنه دست تنها از خستگي سه روز نمي تونم درست حسابي به بچه برسم . فعلا بايد شرمينه رو داشته باشم .از هر جايي ميگيره بلند ميشه .غفلت كنم خورده زمين !

 

بايد رك و راست در مورد پاس شير و نموندن اضافه كار با اين يارو رئيس جديده حرف بزنم . حرف حساب توي سرش نميره . تو رو خدا دعا كنيد با درخواستم موافقت كنند و من بتونم واحدمو عوض كنم . اينقدر نذر و نياز كردم خدا ميدونه . به خاطر همينه زياد نميتونم پاي نت بيام . راحت بشم از اينجا زودتر . خدايا چطوري دعا كنم زودتر مستجاب بشه ؟؟ التماس دعا از همگي !

 

این چیزیه که هرگز قبل از این ده ماه قادر به درکش نبودم :

شايد خسته ميشم شايد گاهي ديگه كم ميارم شايد اونطور كه ميخوام نميتونم همه چيزو به بهترين وجه ممكن بچرخونم شاید خیلی از کارهایی که دوست دارم رو نمیرسم انجام بدم  و آخرش از خستگي و بيخوابي بيهوش ميشم ولي بايد اونطور كه دلم ميخواد شرمينه رو تربيت كنم : قوي ، خودكفا، آگاه و سالم .

 

اینهم عکسهای میز تولد نیکاهنگ . مینو خواهر همسرم واقعا هنرمنده ...

 

 

 

 همون سالادی که گفتم :

 

 

ژامبون مرغ :

 

 

 خوراک سوسیس :

 

 

 

گردو اسفناج :

 

 

ترشیها و مرباها :

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط شهرزاد  | 

سلام

برای اثبات اینکه من اصلا قصد و غرضی از مدتی که عکس نذاشتم ندارم و همه دوست جونهای شرمینه رو هم خیلی دوست دارم و برای درخواست همه احترام قائلم و اهل کلاس و کلوس هم نسیتم این دفعه با دست پر اومدم .....

 شرمینه راه میرود ....

 شرمینه در حال حرکات موزون کمر در تولد پسرعمه اش ... نميدونه بخوره يا برقصه ؟!!

 شرمینه در حال لميدن روي مبل و دیدن TV و تعويض كانالها و مطالعه روزنامه البته به سبك تيكه پاره كردن ....

عشق كوچولوي من لالاش برده ! مي بينيد تو روخدا چطوري خوابش برده ؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط شهرزاد  |