دكتر فرهنگ هلاكويي :
بهترين خودت باش
بهتر از ديگران مباش
كه بهترين بودن بدبختي است .
سلام
بابا هرجا میری دیگه صحبت خرید عید و بوی عید خلاصه همه جا شلوغ و وای دیگه چه خبره این خیابونها . هفته گذشته از دوشنبه مرخصی گرفتم تا آخر هفته . پنج شنبه هم که تعطیل بود . خلاصه این چهار پنج روزی همه کار کردم . خونه تکونی و خرید که البته همه فکر و ذکرم بیشتر برای شرمینه بود و خلاصه کلی کار انجام دادم . امسال خیلی عالی بود با یه برنامه ریزی دقیق و حساب شده به همه کار رسیدم . البته شرمینه هم کلی به من کمک کرد . مثلا وقتی داشتم کمد لباسها رو مرتب میکردم یک کمد دیگه رو که مرتب شده بود دوباره خالی میکرد بعد میومد دستمو میگرفت و ماما ماما گویان از من میخواست دوباره مرتبش کنم !!!! مثلا یک کشو رو من پنج دفعه باید مرتب میکردم .
قیمت لباس بچه هم که قربونش برم دیگه سر به فلک میزنه . کلی از خریدهای جانبی رو فاکتور گرفتم تا باب میلم برای شرمینه خرید کنم . بلوز دامن بچه گانه مخمل صورتي 90،000 تومان !!!! باز صد رحمت به خیابون بهار . ساعت ۱۰ صبح سه شنبه بهار بودم و دقیقا تا ۱:۳۰ راه رفتم . خرید شرمینه خانوم با 130،000 تومان ناقابل تموم شد . دقیقا سالگرد ازدواجمون هم بود . رستوران حاتم مهمون شدم و کلی پذیرایی شدیم . فکر کنم این اولین ناهار بود که بدون استرس و عجله بعد مدتها خوردم . ساعت ۳ هم راهی شدیم برای خرید خودم . کلی عصبی و کلافه بودم از دیدن اتیکت (؟؟ ) قیمتها . کیف70،000 تومان کفش 48،000 تومان و .... سرگيجه گرفتم. انگار هیچ و هیچ نظارت و صاحبی در کار نیست . خلاصه بجای اینکه با این کمبود وقت و بچه کوچیک هر روز راه بیفتم تو خیابون ، یه روز صبح تا شب رفتم و همه کارهامو انجام دادم .
خودش با خودش بازي ميكنه و زير لب هم يه چيزهايي ميگه . عاشق اين زمزمه هايي هستم كه با خودش مي كنه . خسته كه ميشه بلند ميشه و دنبالم مياد . بالشش رو هم كه طبق معمول دنبالش ميكشه . چقدر بهش وابسته است !!! تعادلش بهم ميخوره و آهسته ميخوره زمين . تند تند زمينو ميزنه : "دق دق دق " بعد بلند ميشه و راهش رو ادامه ميده . زبون ، دندون ، پا ، دست ، چشم ، مو رو ميشناسه و با انگشت نشون ميده . ساعت 6 و 7 هم تاپ تاپ ميزنه به در كمد و كاپشن و كلاهشو رو با تلاش فراوون ميكشه پائين و كشون كشون مياره سمت من و بلند مي گه : ددري ، ددري ، ماما ، ددري . ديگه وقت ددر شده ...
تازگيها يه چيزهايي رو به من حالي ميكنه . مثلا با گفتن "به بهی " ميفهمونه كه غذا ميخواد يا " اه اه " يعني خرابكاري كرده يا " ددری " يعني ددر لازمه و با انگشت چيزي كه مي خواد رو نشون ميده واگه بهش ندم جلوي من مي ايسته دستهاشو به سمت بالا سيخ ميكنه . چشمهاش گردتر و قرمز ميشه و پاهاشو هم زمين مي كوبه !!!!!!!
منهم خيلي بي تفاوت به كارم ادامه ميدم . كمي نق نق ميكنه و بعد يادش ميره .
اين قلقلك دادنش واقعا برام خنده داره . هر چند وقتي مياد سراغم مخصوصا موقعي كه كتاب يا مجله ميخونم و شديدا توي خودمم . با انگشت اشاره كف پامو قلقلك ميده و با خنده شيطنت آوري ميگه : قيلي قيلي قيلي . منهم بايد حتما از خنده روده بر بشم !!!!! 
اين روز هاي آخر سال فشار شديدي رو روي تمام سرم حس ميكنم . چرا ؟؟؟ تقريبا همه كارهامو هم كردم اما انگار همه خورده فشارهاي يازده ماه قبلي رو حس ميكنم . يه حالت گيجي دارم . مغرم خيلي شلوغه . خيلي توي خودمم و خيلي كمتر حرف ميزنم .
پ . ن 1 : چطور میتونم آموزش و ورزش رو توي برنامه هام بذارم ؟ هر طوري مي سنجم فعلا نميشه .
پ.ن 2 : دارم مي ميرم از بي مسافرتي . البته وقتي فكر يه مسافرت يك هفته اي رو مي كنم كه دائم بايد فكر جيش و پي پي و پوشك و سوپ و سرلاك و خواب شرمينه باشم بي خيال ميشم . هرچند همسرم به شدت اصرار ميكنه .
پ .ن 3 : چرا بعضي ها دائم فك ميزنن ؟ خدا بده قوت . از صبح دائم داره يك بند حرف ميزنه . به خدا حالم داره بد ميشه . هم اتاقيم تو اداره . اشكم دراومد . من مينويسم و اون همچنان مشغوله . دريغ از يك لحظه سككككككككككككككككككككككككككككوت !! واقعا دارم گريه ميكنم . باور كنيد .
پ . ن 4 : چرا نوشتنم نمياد ؟ حالا حتما هم ميخوام آپ كنم !!!!
پ . ن ۵ : من شديدا بيننده برنامه نود و طرفدار فوتبال شدم . تصور كنيد دوشنبه ها بايد تا ساعت يك نيمه شب بشینم و همه اخبار ورزشي مخصوصا فوتبال رو دنبال كنم . همسرخان هم واقعا خوابش گرفته و از دست اين نود ديدن و پيگيري هاي ورزشي من مات و مبهوت !! مخصوصا اين قسمتي كه علي دايي شده سرمربي و اينقدر جنجال به پا شده !!!!! در ضمن آفرين به اين زكاوت و خوشمزگي فوتباليست هاي ما !! واقعا چه پرواز كمدي تراژدي داشتن با وجود اقاي ش ي ث ر ض ا ئ ي به شيراز !! عمرا اگه هيچ كجاي دنيا يه همچين نمايش كمدي رو مي تونستين تو هواپيما ببينين !!!
نتيجه اينكه از شدت خواب سردرد گرفتم حالا ...
واینهم شرمینه و دختر عمه اش :
