سلام
خوبین ؟ خوشین ؟ ما چی ؟ ممنونم ... ماهم خوبیم و کماکان به شغل شریف کارمندی خانه داری بچه داری همسرداری مشغولیم ... صبح ها یک کارمند مقرراتی و حرف گوش کن عصرها یه بچه و همبازی برای شرمینه و یک کدبانوی تو خونه ... اگه خونه باشیم شرمینه بعد از ظهرها سه ساعت میخوابه . به خاطر همین خوابشو به مامان گفتم طوری تنظیم کنه که میارمش خونه بخوابه . یعنی از ساعت سه تا پنج و شش . توی این فرصت هم خیلی کارها میتونم انجام بدم . یعنی سعی میکنم آنچه مربوط به امورات آشپزخونه هست رو انجام بدم وگرنه با شرمینه عمرا بشه تو آشپزخونه رفت . مامانهایی که کودک نوپا دارین درک میکنید که ؟؟؟
خلاصه از شش آشپزخونه تعطیل تا ساعت ۱۱ شب که شرمینه بخوابه و مجددا بشه قدم به آشپزخونه گذاشت . آشپزخونه این مکان عزیز و یار دیرینه و قدیم ما خانومها خوبه که حداقل بچه باعث شد کمی تعلق خاطرمان نسبت به آشپزخانه کم شود ...
میخوام برم ببخشید دستشویی انگار که کجا دارم میرم من ؟؟؟؟ دقیقا از لحظه ای که میرم شرمینه پشت این در داد و گریه و هوار طوریکه چند وقته بخدا دیگه مشکل پیدا کردم ...
تا لحظه ای که میخوام بیام بیرون .... کلیه هام درد گرفته از بس از ترس شرمینه یه دستشویی راحت نرفتم .
میخوام برم حموم دوباره پشت این در حموم داد و گریه و هوار حالا هی این همسرخان میخواد طوری سرشو گرم کنه ولی مگه یادش میره . از لحظه ای که میرم حموم صدای جیغ و داد و گریه و تاپ تاپ به در کوبیدن میاد تا لحظه ای که میخوام دربیام بیرون . چشمهای شرمینه قرمز و از گریه دیگه هق هق ... به خدا نمی فهمم چطوری خودمو میشورم ؟؟؟
میخوایم بریم بیرون خانوم دو قدم جلو میره ده متر برمیگرده ... خودش هم حتما میخواد راه بره ... این خیابون دیگه میخ ما میشن از بس ما هی باید دنبالش بدویم بالا ... پایین ... 

تن صدا کلفت و آمرانه : " دهداد " اگه دیر برسم تن صدا کلفت تر همراه با جیغ "دهداد" ( شهرزاد ) ...چیه دخترم ؟ با حرکت دست و تن صدا همچنان آمرانه " بش " ( بشین ) ... نشستن همانا و یکی دوساعتی مجبور به بازی و کتاب خوندن و کارتون دیدن همراه خانوم همانا . 
مامانهایی که کودک نوپا دارید :
۱- شرمینه توی خیابون به ازای هر چند متری که راه میاد ( اونهم نصف جلو میره و نصف برمیگرده ) چند ده متر میخواد بغل باشه . آیا این هم به اقتضای سنش طبیعیه ؟ در صورتیکه توی خونه و حیاط دائما در حال راه رفتن و دویدنه ...
۲- شرمینه تا دو هفته پیش توی تخت پارکش میخوابید که کنار تخت خودمون بود . چون تخت پارک کوچک شده بود شرمینه به تخت خودش تو اتاقش منتقل شد که البته خیلی خیلی هم استقبال کرد . اما من دوهفته است که راحت نتونستم بخوابم . همش میگم اگه نصف شب بیدار بشه و بترسه ... اگه گریه کنه و من نفهمم ... چون تخت حفاظ داره هنوز راحت نمیتونه از تخت پائین بیاد و حرف هم که نمیتونه خوب بزنه ... مامانهایی که نی نی زیر دو سالتون توی اتاق خودش میخوابه راهکار شما چیه ؟
۳- راستش چند وقته صبح ها که از خواب بلند میشم از نظر جسمی به شدت بدنم کوفته است و احساس خستگی جسمی زیادی میکنم . انگار این شش هفت ساعت خواب در کل برای من یک ساعت بوده . گاها شده فکر کنید دیگه انرژی کم آوردید؟ علتش هم استراحت کم و فعالیت زیادی که مجبورم داشته باشم . مامانهایی که کودک نوپا دارید آیا شرایط شما هم به همین نحوه ؟ راهکار شما چیه ؟ ( خواهشا نگید موقعی که شرمینه خوابه استراحت کن چون تنها فرصت برای انجام کارهای منه )
۴- قبلا شرمینه خیلی خوب تنهایی با وسایل سرگرمیش بازی می کرد . اما اخیرا برای بازی از من میخواد تمام وقت کنارش باشم و اصلا حاضر به تنها بازی کردن نیست .... چرا ؟
۵- اگه بخوام دو کیلو لاغر بشم اونهم فقط از ناحیه شکم چون لاغر شدن از صورت و بالاتنه رو دیگه نمیخوام . بجز رفتن به کلاس ورزش و باشگاه ( که عمرا توی این شرایط نمیتونم ) چه راهکاری پیشنهاد میکنید ؟ آیا کسی از شلوارک لاغری سونا پنتس استفاده کرده ؟ زیاد از شلوارکهای ویبره ای تعریف خوبی نشنیدم . پیشنهادتون چیه ؟ وسیله ای که بشه توی خونه استفاده کرد یا فقط رژیم شکمی . از قرصهای لاغری موضعی هم می ترسم . با وجود این اگه کسی تجربه کرده و نتیجه گرفته بهم بگه .


جا داره از دوستهای عزیزی که وبلاگشون برای من فیلتره و برای من کامنت میذارن تشکر کنم و بگم یادشون هستم . میتی و ماهی خوشگل و عسلش . پارمیدای عزیز که فکر کنم دو ساله شده و دلم براش تنگ شده . گلدونه عزیز که از راهنمایی هات ممنون . 

