بچه ها می آموزند آن طوری باشند که زندگی می کنند ..
بچه ها ...
وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.
بچه ها ...
وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.
و کودک می تونه ۳ چیز را به یک بزرگسال بیاموزه :
ـ بدون دلیل خوشحال بودن
ـ خود را با چیزی سرگرم کردن
ـ طلب کردن خواسته خود با تمام نیرو
*اگر منم میتونستم در بزرگسالی بی دلیل خوشحال باشم زندگی شادتری نداشتم !؟
*اگر همیشه سرگرم بودم دیگه فرصتی برای فکر کردن به نگرانیها باقی میموند !؟
* اگر سماجت کودکی هامو هنوزم داشتم بیشتر از این به خواسته هام نمیرسیدم !؟
تو وجود هر آدم بزرگسالی روح یک کودک نهفته که فقط باید بهش فرصت داد. نگاه کردن به زندگی از دید یه کودک خیلی قشنگه خیلی...
ـ بدون دلیل خوشحال بودن
ـ خود را با چیزی سرگرم کردن
ـ طلب کردن خواسته خود با تمام نیرو
*اگر منم میتونستم در بزرگسالی بی دلیل خوشحال باشم زندگی شادتری نداشتم !؟
*اگر همیشه سرگرم بودم دیگه فرصتی برای فکر کردن به نگرانیها باقی میموند !؟
* اگر سماجت کودکی هامو هنوزم داشتم بیشتر از این به خواسته هام نمیرسیدم !؟
تو وجود هر آدم بزرگسالی روح یک کودک نهفته که فقط باید بهش فرصت داد. نگاه کردن به زندگی از دید یه کودک خیلی قشنگه خیلی...
برای چند لحظه هم که شده امتحانش کنیم!
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط شهرزاد
|
