زیاد حال و هوای زمستون رو امسال نفهمیدم .. از زمستون بجای برف و بارون فقط یک ماه سرماخوردگی و آنفولانزا بود که گویا همه جا هم وضع به همین منوال هست .. حالا هم که روزها مثل برق و باد میگذره و منم عاششششششششق اینم که روزها زودتر تموم بشه و باز حال و هوای عید بیاد . زودتر اسفند بشه و بدو بدوها شروع باشه و از این رخوت زمستون دربیایم و حسابی یه تکونی بخوریم ... هورا ...
بله ببخشید میدونم باید از شرمینه بگم .. شرمینه هم خوبه و حسابی مشغول بازی و شلوغ کاری .. صبح ها که تا نه و ده خوابه و من عوضش کیف میکنم . ظهرها هم یکی دوساعت میخوابه و نتیجه اینکه شب تلافی تموم استراحت ها رو دراورده و دیوار راست رو بالا میره !!! حسابی دیگه بچه داری دستم اومده ( بعد ۲ سال ! ) میدونم یک روز که میرم خونه کیفوره .. حرف گوش میکنه .. غذا میخوره .. شب که بیرون میریم توی ماشین از سر و کول من و بابا بالا پائین نمی ره و موقر و مودب پشت میشینه .. غذا رو کامل و با اشتها میخوره .. نق نق نمی کنه .. خودش بازی می کنه و هی گیر نمیده که بیا پیشم بشین و تکون هم نخور و فقط با من بازی کن .. لجبازی هم نمی کنه .. ای کاش که مثل این روز ، فردا هم باشه .. اما .. عزيزان دل امان از روزيكه صبح اصلا از روي اون يكي دنده پاشه .. به ترك ديوار هم گير ميده و گريه مي كنه .. به غذا لب نمي زنه .. از همه چيز ايراد ميگيره .. از پيشش نبايد تكون بخورم .. هر چي گفت بايد اجرا بشه و همه چيزو معكوس اجرا ميكنه .. از بيرون و توي ماشين نشستن هم حرفي نزنم بهتره .. آخر شب هم يه شهرزاد خسته و مچاله مي مونه كه فقط پيش خودش ميگه چرا ؟ چرا امروز اينطور بود در حاليكه ديروز به تمام معنا با من همكاري مي كرد ؟ و اين روال ادامه داره تا فردا كه ببينيم كدوم روزه !!! اين جذر و مد اخلاق بچه ها تا چه سني ادامه داره ؟ كي خلق و خوشون تثبيت ميشه . من هنوز خيلي از اين نوسانها رو به حساب اون چهار تا دندون آخر ميذارم كه درنيومده .. انگار به نوعي به خودم دلداري ميدم ! من فقط صحبت مي كنم يا درنهايت سعي مي كنم در مقابل خيلي از رفتارهايي كه با صحبت و تكرار هم قانع نميشه بي تفاوت باشم .. چون مي دونم بچه ها از عصبانيت والدين گاهي به نفع رسيدن به اهداف غير معقول نهايت استفاده رو مي كنند . مثلا در حاليكه كودك دلبند شما دو تا عروسك گارفيلد داره دوباره توي خيابون به شما گير ميده و از كنار مغازه تكون نميخوره ..گريه و بهتر بگم شيون كه من باز هم عروسك گارفيلد ميخوام و با هيچ صحبت و ملايمتي هم قانع نميشه .. ديگه اوضاع داره وخيم ميشه و كم كم همه دارند متوجه شما ميشند . چي كار ميكنيد ؟ بي تفاوت .. عصباني .. تسليم و خريد عروسك .. من بي تفاوت راهم رو مي كشم و ميرم . خوب معلومه كه شرمينه هم بعد از يكي دو دقيقه مجبوره و دنبالم مياد . قبول كنيد و قبول كنيد و بپذيريد كه كم كم بايد اعصابي همچون فولاد و آهن پيدا كنيد . دو تا سه سال يعني سن لجبازي بچه ها . اين اعصاب آهنين خيلي خيلي به دردتون ميخوره . وقتي كه كودك دو ساله شما در هر كاري من ميگه .. چه بتونه انجام بده و چه نتونه و در برابر خواسته شما اكثر اوقات نه ميگه . ولو اينكه در توانايي و سنش هست . خوب طبيعيه كه با عصبانيت و جيغ داد جز اينكه آرامش خودتون رو بهم بريزيد هيچ كاري از پيش نميره .. شايد مجبور بشيد چند بار دندونهاتون رو محكم روي هم فشار بديد . به هر حال از دوسال كودك شما وارد فاز جديدي از زندگي ميشه . ميخواد بگه كه من مي تونم اگه خودش بخواد و من نمي تونم اگه شما بخواين .. البته هميشه اينطور نيست . اين مال روزهايي هست كه بچه ها از روي همون دنده از خواب بيدار شدند . وگرنه بقيه روزها كه تعامل والدين و كودك كاملا بدون مشكل هست . البته شناخت روحيه كودكتون خيلي مهمه و به شما خيلي خيلي كمك ميكنه. خوب ديگه زياد سخنراني كردم . راستش اينقدر اين ور اون ور سرچ كردم و همه رو با هم جمع زدم كه در نهايت روش بالا رو ابداع كردم كه خوب جواب ميده .
***مامانهايي كه فكر مي كنيد بعد دوسال همه چيز گل و گلاب ميشه و ديگه بچه شما كاملا بزرگ ميشه و دكتراي ادبيات اخذ مي كنه به نظر من كه اصلا اينطور نيست . دوران نوزادي يكي از راحت ترين دوران بچه داري هست .. بعد دو سال فاز تربيت بچه خيلي جدي تر ميشه و كار شما سخت تر !! موفق باشيد عزيزان دل ..
***راستش قبلا كمي برام مهم بود . يكي دو نفري اينجا رو ميخونند كه اصلا دلم نمي خواست . شايد مدتي هم كمرنگ شدم و كمي از اين موضوع شكراب .. ولي حالا ديگه مهم نيست ..
***خدايا اي كاش اين اخلاق خاله زنك بازي و وراجي زيادي رو به خيلي از زنها نمي دادي .. خيلي از مشكلات حل ميشد . اينكه ميگم خاله زنك بازي مفهم داره ها !!! مفهوم حسودي ، غيبت ، تهمت ، خود بزرگ بيني ، زيراب زني و ... توي محيطهاي مردونه كمتر اين خصوصيات رو ديدم . متاسفم كه اين اعتراف سخت رو كردم !! هرچند كه فمنيستم ! چون قبلا توي شركت با مردها كار مي كردم . اگه توي محيط كارتون از اين خبرها نيست محكم بچسبيدش و قدرشو بدونيد . اگر هم نه بهترين راه اينه كه فقط سكوت كنيد و ترجيح بديد اصلا حرف نزنيد .
***توي اين پست ، پاسخ كامنتها رو همين جا ميدم .
پندار نيك :
يك فكر اگر پيوسته در ذهن نگه داشته شود ، ما را به كنش وا ميدارد . كنش نيز هنگاميكه تكرار شود به عادت تبديل مي گردد و اين عادتهاي ماست كه شخصيت هاي ما را شكل ميدهد و اين شخصيت ماست كه سرنوشتمان را تعيين مي كند . بنابراين اگر بخواهيم كه سرنوشت خود را تغيير دهيم بايد از افكارمان آغاز كنيم .
در پناه اهورا مزدا كه زيباترين و گواراترين پندها را از او شنيدم .. ![]()
